سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
*یاس شیشه ای*

*یاس شیشه ای*

mina[105]

   1   2      >

*آسمان جاذبه دارد نه زمین*



سیب جاذبه اسمان


و خدا سیب نینداخت از آن بالاها

که در عمق کم حرف نیوتن غرق شویم

و چنین با تقدیس

و چنین با اجبار

جسم او در خودمان دفن کنیم

یادمان باشد سیب

با هزاران امید


به امید لب و دندان کسی می آید

که به ایمان و یقین

سیب را می فهمد

سیب را می نوشد

و به حرف نیوتن می خندد

با خودش می گوید :

"
آسمان جاذبه دارد نه زمین "




+ نوشته شده در دوشنبه 19/2/91 ساعت 7:19 عصر توسط mina نظرات ()


لحظه ها را قاب نتوان کرد

پس تو کی می آیی


روز از پی روز


فصل از پی فصل


عمر دارد میگذرد بیهوده


***


پس تو کی می آیی


لحظه ها را قاب نتوان کرد


لحظه ها می میرند


لحظه ها بوی فراموشی


لحظه ها بوی فرسودگی میگیرند


**


پس تو کی می آیی


خواندن نام تو،تکرار همه خاطره هاست


روزها را گرد نتوان آورد


لحظه ها را هیچ نتوان اندوخت...


+ نوشته شده در جمعه 27/12/90 ساعت 10:36 عصر توسط mina نظرات ()


*دعا خیلی ساده ست..*


دعا کن..ساده ست...حس...ارامش


دعا خیلی ساده ست..


درست مثل این ست که دری را باز کنی..و از میان آن به سوی خدا گام برداری...


در آنجا،،در آن سکون،،به ندای او گوش کن..سراپا گوش باش..


حس حضور خدا،،خودش دعا و مناجات ست...


 


واسه منم دعاکنید.. 


+ نوشته شده در دوشنبه 25/2/91 ساعت 9:13 عصر توسط mina نظرات ()


مادرم،تو بزرگترین موهبت زندگی ام هستی..


روز مادر..مادرم.مهربان....


اولین باری که در آغوشم گرفتی و صدایت را شنیدم،


به یاد نمی آورم؛اما از همان لحظه ای که تو مرا در آغوشت گرفتی،


بزرگترین گزینش فداکارانه را انجام دادی.


تو ترجیح دادی که زندگی پر مشغله ات را متحول کنی تا زندگی من


آغاز شود.


تو پناهگاه من در دل باران هستی.


تو تکیه گاه من هستی.


وقتی میترسیدم،دستم را گرفتی و برای اولین بار که قلبم شکست،


تو التیام بخش آن بودی..


تو زخم های مرا مرهم گذاشتی،اشکهایم را پاک کردی و مرا از


از پادر آمدن حفظ کردی.


تو بی هیچ قید و شرطی،بی توجه به آنچه میکردم،مرا دوست داشتی.


تو مرا از کودکی ناتوان،بصورت فردی بالغ و توانا شکل دادی..


هرچند همیشه در کنارم نیستی،عشق تو مثل هیچ عشق دیگری نیست.


هر روز خدا را بابت اینکه بزرگترین موهبت الهی را نصیبم کرد و تو را


به عنوان مادر من برگزید،شکر میکنم...


به اندازه ستاره های آسمان دوستت دارم...


 


+ نوشته شده در جمعه 22/2/91 ساعت 8:17 عصر توسط mina نظرات ()


صبرکن سهراب..!

 


صبر کن سهراب  گفته بودی قایقی خواهم ساخت  قایقت جا دارد؟  من هم از همه ی اهل زمین دلگیرم.


صبر کن سهراب


گفته بودی قایقی خواهم ساخت


قایقت جا دارد؟


من هم از همه ی اهل زمین دلگیرم. 


+ نوشته شده در دوشنبه 18/2/91 ساعت 6:13 صبح توسط mina نظرات ()


باز هم شب..


 


بازهم شب و صدای پر سکوت هق هق هایم.بازهم غم و صدای


بی صدای درهم شکستگیهایم.اشک..این واژه کهنه و آشنا،


عشق را،آن واژه مبهم و غریب را قدرت نبود که بشویدش از دلم.


باآن همه غریبی اش بازهم کنج دلم نوای آشنایی مینوازد.


نوایی که هر شب درگوشم نه،،در دلم میپیچد.صدای گریه.


گریه ای از سرعشق..عشق به چه کسی؟نمیدانم..


فقط میدانم حسی ست غریب که مرا وادار میکند به گریه..


نامش را در دلم عشق گذاشتم و عقل سکوت کرد...


و برایم حکم صادرشد..هرشب چشمانت ابری


و


گونه هایت خیس شود..


 


+ نوشته شده در پنج شنبه 14/2/91 ساعت 9:51 صبح توسط mina نظرات ()


دلم باران میخواهد...

بارن دلم


دلم باران می خواهد...




فقط باران..با یک بغض به اندازه تمام دلتنگی هایم..



بعد تو هم بنشینی کنار پنجره



و هردو باهم..قطره های باران را بشماریم..




یک


دو
سه


 


...
و بعد اصلا یادمان برود




که همه اینها خیال است..



من
تو
باران


+ نوشته شده در دوشنبه 11/2/91 ساعت 5:32 عصر توسط mina نظرات ()


سالهاست که مرده ام...

 


پرواز مرده شوق سالهاست که مرده ام


از شوق به هوا


 


 به ساعت نگاه می کنم:


 


حدود سه نصفه شب است 




 


چشم می بندم تا مبادا چشمانت را از یاد برده باشم 

 


و طبق عادت  کنار پنجره می روم 

 


سوسوی چند چراغ مهربان 

 


وسایه های کشدار شبگردانه خمیده



 
و خاکستری گسترده بر حاشیه ها 



 


و صدای هیجان انگیز چند سگ


 
و بانگ آسمانی چند خروس


 
از شوق به هوا می پرم چون کودکی ام


 
و خوشحال که هنوز



 
معمای سبز رودخانه از دور


 
برایم حل نشده است


 
آری!از شوق به هوا می پرم



و خوب می دانم


 
سالهاست که مرده ام...


  


زنده یاد   حسین پناهی...


+ نوشته شده در پنج شنبه 17/1/91 ساعت 12:59 عصر توسط mina نظرات ()


کاش زهرا هم زیارتگاه داشت..

 


کاش زهرا هم زیارتگاه داشت


برگلستان ولایت تاختند


غنچه را با لاله پر پر ساختند


غنچه زیر خار و خس افتاده بود


باغبان هم از نفس افتاده بود


ظلم و طغیان و جنایت زاده شد


این چنین مزد امامت داده شد


کاش از قلبم به قبرش راه داشت


کاش زهرا هم زیارتگاه داشت


ایام سوگواری حضرت فاطمه زهرا(س)را تسلیت عرض میکنم..التماس دعا




+ نوشته شده در چهارشنبه 16/1/91 ساعت 10:53 عصر توسط mina نظرات ()


تا به جایی که خدا میداند...!!

زندگی با همه‌ی وسعت خویش،



محفل ساکت غم خوردن نیست...



حاصلش تن به جزا دادن و افسردن نیست..



زندگی خوردن و خوابیدن نیست؛



زندگی جنبش  جاری شدن است،،



از تماشاگاه ِ آغاز حیات،،تا به جایی که خدا میداند...!!


+ نوشته شده در یکشنبه 28/12/90 ساعت 11:55 عصر توسط mina نظرات ()


   1   2      >

عناوین مطالب وبلاگ *یاس شیشه ای*

» :: پنج شنبه 28/2/91
+ نوشته شده در ساعت توسط مدیر